دیگه اون حسی ک بهش داشتم ندارم آما هنوزم با یادش با اسمش حتی گاهی باخاطره هاش یه جوری میشم
نمیخوام ببینمش امادلتنگشم
تقصیر آدم هاست شاید
وقتی میرم سرخاک اجیم یه حسی میگه برو سرخاک پدر بزرگش ببین اونجا میاد؟!
اما نمیرم
گاهی زیاد بیادشم اما کاری هم باهاش ندارم
آخر ساله دو روز دیگه عید95!
حال و هوای عید ندارم
خوشبخت باشه هرجا که هست
برچسب:
نویسنده: کیارش کریمیپور