- تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 17:52
آنگونه نماند و اینگونه نیز نخواهد ماند...
عنوان نداشت 1 - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:34
نمیدونم تا کی طول میکشه که از این حالت دربیام دیگه اون حسی ک بهش داشتم ندارم آما هنوزم با یادش با اسمش حتی گاهی باخاطره هاش یه جوری میشم نمیخوام ببینمش امادلتنگشم تقصیر آدم هاست شاید وقتی میرم سرخاک اجیم یه حسی میگه برو سرخاک پدر بزرگش ببین اونجا میاد؟! اما نمیرم گاهی زیاد بیادشم اما کاری هم باهاش ن...
عنوان نداشت - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:34
نیمه شب 14 فروردینن شبی که بسختی صبح میشودشد
عنوان نداشت 2 - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:34
میگم عجب رسمیه ها زخم هات خوب نشدن باز زخم بخوری میگم حکایتیه ها همیشه بخندی اما دلت خون باشه خودشم یه مشکلیه ها صبح تا شب محبت کنی و شب بد و بیراه و کتک! اینم بدبختیه ها درد ودل اینو اون گوش بدی و ارومشون کنی اما کسی نبینه تا نیمه شب اشک میریزی میگم این چجور میشه که صبح با امید اینکه یه امیدی میاد ...
خواب - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 6:25
لعنتی خواب بد دیدم قلبم .... بهم پیام بده منتظرم
# - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 11:26
سال ها گذشتما به هم نرسیدیم جای تو اما، مردی همراه من استبه تو شباهتی ندارداز تو بهتر نیستحتی زیباتر ... تنها بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید،اما، وقتی دست هایش را باز میکندبی اختیار مثل همیشهتو را صدا میزنم...و او میخندد با اشتیاق میپرسد:رابطه ی بین دستهایش و پسرمان چیست؟!و من هر بار میمیرم..

برچسب‌های مرتبط

خوابگاه دختران | خواب به انگلیسی | خواب تلخ | خواب مار | خوابم میاد | خواب رفتن دست | خواب زده ها | خوابگاه دانشجویی |